آیین قربانی در ادیان و قبایل مختلف- قسمت اول

آیین قربانی در ادیان و قبایل مختلف- قسمت اول

مفهوم کلمه قربانی

در مورد قربانی تعریف های گوناگون شده است و در یكی از نمونه های آن، چنین آمده است : «قربانی (در عبری از ماده ی قرب) به اصطلاح كلی در عالم ادیان، عبارت است از گرفتن زندگانی موجود زنده (اعم از انسان ، حیوان و نبات) از طریق كشتن یا سوزاندن و دفن كردن یا خوردن به منظور نزدیک شدن به خدایان و جلب نظر آنان است.
واژه فرنگي قرباني كردن «سكريفايس» است كه نشان مي‌دهد موجود قرباني شده براي خدايان، جنبه مقدس و خدايي به خود گرفته است. در زبان‌هاي اروپايي قرباني به معناي مقتول با واژه «ويكتيم» (Victim) بيان مي‌شود.

مفهوم قربانی در بینش اسطوره ای

در بینش اسطوره ای كشته شدن افراد به گونه‌ای جلوه گر است كه انگار مراسم قربانی برای خدایان انجام پذیرفته است و این خدا یا ایزد و یا ایزدان هستند كه قربانی می‌خواهند تا نظم را به طبیعت یا به اجتماع یا قوم باز گردانند و قربانی شدن موجودات فانی در اسطوره ها تنها برای خدایان است و یا خدایان قربانی می گیرند تا به انسان ها و موجودات خاكی و میرا بفهمانند كه اراده و سرنوشت در ید قدرت آنان است. از این رو هر كس برای رسیدن به اهداف خود قربانی می‌كرد.
خونین قربانی، از خدایان و ایزدان كوچكتر و كم اهمیت‌تر، در پیشگاه خدایان بزرگتر و قدرتمندتر، آغاز می شود؛ سپس نوبت قربانی كردن انسان می‌رسد و دیری نمی‌پاید كه با نرم شدن خوی اولیه‌ی بشر‌، حیوان به جای انسان به قربانگاه می‌رود و تكامل و پیشرفت بشر در یك گام دیگر به اعمال نمادین روی می‌آورد كه همانا مراسم نان و شراب‌، جای گوشت و خون را می‌گیرد.
در مورد این كه چه موجودی باید قربانی شود و یا چه گونه باید قربانی انجام پذیرد، باید گفت: «انسان نخستین قربانی را به منظور تقدیم به خدا و یا خدایان خویش، از جنس خود برگزیند و بعدها انواع گوناگون یافت، مثل قربانی های حیوانی، پیشكشی از محصولات زمینی، خون از بینی گرفتن، رگ زدن، حجامت كردن، انگشت بریدن (مانند مردم استرالیا) دندان كندن، موی سر تراشیدن و نثار كردن، شكافتن بازوان و با خون آن پیمان بستن (مانند تازیان) خود را در رودهای مقدس غرق كردن و خودسوزی (مثل هندویان و چینی ها ) خودكشی و هاراکیری ha.ra.ki.ri )مانند ژاپنی ها )

پیشینه قربانی در دوران باستان و ادیان

در روايت سامي نخستين قرباني را به هابيل و قابيل نسبت مي‌دهند: «چون دو برادر قربان بنهادند، آتشي بيامد بر شال سيمرغي و به علامت قبول، در قربانی هابيل افتاد و سوخت. قابيل براي اولين بار براي آتش بنايي برپا كرد و سوگند خورد كه اين آتش را مي‌پرستم تا آنگاه كه قرباني من نيز پذيرفته شود.»
در یک روايت سامي همچنين آمده است: «آدم پس از آن كه خانه كعبه را ساخت، بر گرد آن طواف كرد، سپس خدايش فرمود كه قرباني كند. سليمان بن داوود نيز به كفاره نمازي كه از او فوت شده بود، صد اسب به درگاه خدا قرباني كرد.»
یاد کن وقتی را که بر او اسب های بسیار تندرو و نیکو را هنگام عصر عطا کردیم در آن حال گفت که من از علاقه و حب نیکو از ذکر و نماز غافل شدم تا آن که آفتاب در حجاب شب رخ بنهفت آفتاب را بر من باز گردانید و شروع به دست کشیدن بر ساق و یال اسبان کرد

دیریها در جنوب شرقی آسیا

مردم بومی استرالیا در زمانی که شبیه فاصله ما بین عصر حجر قدیم و عصر حجر جدید قرار دارند، از این رو ریشه و اصل ایشان بسیار قدیمی و باستانی است. این قوم نژادی هستند به رنگ قهوه ای شکلاتی با بینی های پهن، چشم های فرو رفته، پیشانی‌ای عقب رفته با استخوان های جمجمه بسیار کلفت. آنها اغلب سال لباسی بر تن ندارند، جز کمربندی که مردان سلاحشان را به آن می بندند و در فصل سرما با پوست کانگورو یا موش درختی، تن خود را می پوشانند.
از لحاظ عقاید مذهبی و سحری، شخصی که در تیره خود اهمیت خاصی دارد کسی است که کار طبابت و معالجه را نیز انجام می‌دهد و او را کونکی نامند و معقدند که او با موجودات فوق الطبیعه رابطه مستقیم دارند و نیز موراموراها (ارواح والای پهلوانان داستانی قدیم) نیز با آن ها ارتباط دارند و کونکی قدرت مستور و مرموز خود را از این ارواح می‌گیرد.
چون آن ناحیه بی��بانی خشک و کم آب است و دوره‌های خشکسالی متوالی روی می‌دهد، از این جهت به کونکی احتیاج است تا باران را ایجاد کند و هوا را تغییر دهد. در هنگام مراسمی که آنها به عمل می آورند باید تمام قبیله جمع شوند. به عقیده آن‌ها ابرها اجسامی هستند که مورامورا باران را درون آن جای داده است. افرادقبیله چاله‌های در زمین به عمق دو پا و به طول دوازده پا و از هشت تا ده پا عرض حفر می‌کنند و بر روی آن کپری از شاخ و برگ درختان بر پا می کنند. چند تن از پیرمردان درون آن کپر می‌روند و در آنجا کونکی بازوی آن ها را با یک سنگ نوک تیز می‌برد ،به طوری که خون جستن کند و روی بدن دیگران که اطراف اویند بریزد. سپس کفش های خود را از خون پر کرده به هوا می افشاند. نزد آن ها خون نماد باران است. همین که این آداب انجام گرفت تمام مردان قبیله پیر و جوان با سر و پیشانی خود به شدت به کپر می زنند تا آن را سرنگون کنند. خراب کردن وسوراخ شدن آن کپر رمز سوراخ شدن ابر است و افتادن آن نشانه فرود آمدن باران است. آن گاه با تضرع از مورامورا می خواهند تا برای آن ها باران بفرستد.
اگر با همه این تفاصیل باز هم باران نبارد معلوم می شود مورامورا از آنها غضبناک است و اگر چندین هفته ماه بگذرد وباز باران نبارد تصور می شود که یک قبیله دشمن آن هدیه غیبی را با سحر از آن ها گرفته است.
یکی از مهمترین مراسم برای تاثیر بر مورامورا آن است که معتقدند که مورامورایی در بطن ریگ پشته ای مدفون شده که می‌تواند به تشخیص هویت و بر حسب توصیف سنگواره یکی از جانوران یا خزندگانی باشد که در دلتاهای رودهایی که به دریاچه ایر می ریزد یافت شود.
وقتی مراسم انجام می‌گیرد زنان را در مقر قبیله باقی می‌گذارند و تنها مردان به جایی که مورامورا عیان شده است می روند و آنقدر زمین را حفر می کنند تا به خاک مرطوب، که به گفته آنان مدفوع مورامورا است، برسند. سپس دو مرد روی آن می ایستند و رگ‌های بازوان هر یک گشوده می‌شود و خون بر مورامورا فرو می‌ریزد. در این هنگام نوایی می‌خوانند و مردان در حال شوریدگی با اسلحه به یکدیگر حمله می کنند تا به مقر قبیله که در یک مایلی آن جاست برسند. زنان که به استقبال آن ها آمده اند با غریو ها بلند به پیش می‌روند و سپرهای شوهرانشان را برای حمایت از آنها و دست کشیدن از جنگ بالای سرشان نگه می‌دارند. افرادی خون‌هایی را که از جراحات ایشان جاری شده جمع می کنند و با مدفوعی مفروض می‌آمیزند و بر ریگ پشته‌ها می‌پاشند.
در مقاله های بعدی نمونه های دیگری از مراسم آیینی قربانی را معرفی و بررسی می‌کنیم.